![]() |
![]() |
|
| تشریف فرماییتون خوشحالم میکنه |
|
می خوام به سردیه شب هام بخندم می خوام به پوچیه فردام بخندم !!
وقتی میبینمت با دیگرونی تو اوج گریه هام می خوام بخندم !!
می خوام داد بزنم تنهای تنهام می خوام وقتی میگم تنهام بخندم !! |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 13:42 توسط m & s |
|
|
گریه های بسیار *** دل تنگ و بیقرار *** چشم در انتظار
سینه ی پر خون *** لیلی بی مجنون *** درد بی درمون کاغذ خط خط *** عشق بی نهایت *** نقطه سرخط زجٌه ی دیوار *** وحشته تکرار *** ساغرِ بیمار شب و تنهایی *** لیوان چایی *** سکوت و بی صدایی هجوم سایه *** دل پاره پاره *** هق هقِ شبانه
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت 1:44 توسط m & s |
|
|
چند روزه دل دیوونه میگیره همش بهونه آتیشم میزنه هر شب جای خالیت توی خونه دل من هواتو داره دیگه طاقت نمیاره این دل همیشه گریون مثه ابرای بهاره
کی تورو دوست داره قد یه دنیا؟ کی میخواد با تو باشه حتی تو رویا؟ دنبال جای پاهاته روی شن های قشنگ و خیس دریا نگو که رفتن تو سهمه منه دل من طاقت نداره میشکنه نگو که باید جدا شیم نگو قسمت منو تو رفتنه (((یکی بهم میگفت این آهنگ گریه س... نمیدونم.... این بلوگ با یه هدف دیگه زده شد که بهتره ولش کنیم اون هدفو... ساغر خانم لطف کردن دعوت بنده رو برای راه اندازی این بلوگ قبول کردن....که از شعراشون استفاده کینم و لذت ببریم..بنده هم هرچند از گاهی چرندیاتی میام مینویسم که شما دوستان ندیده بگیرین..پست بعدی هم برای پس فردا..حتما پاینده باشید دوستان
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 1:28 توسط m & s |
|
|
اینم شعر جدیدم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 12:42 توسط m & s |
|
|
فقط دوستان منظور از دٍه در این شعر کشور عزیزمونه و منظور از کدخدا جناب آقای ((دکتر)) احمدی نژاد... اِ اِ اِ چرا قهوه ای شد؟؟؟
سلام آقا محمد با اِرادت و عرض اِحترام از روي عادت به رسم خوب ايام رفاقت نوشتم نامه تا .يرم سراغت گمانم بُرده اي ما را ز يادت منم كبلا مُرادو از ولايت چه ايام خوشي با هم سپَرديم چه بحث و گفتمان هايي كه كرديم حدوداً دوم خرداد بودا دل مردم ز غم آزاد بودا مثه برق و مثه طوفان گذشتا به يادت هست كه, هفتاد و هشتا كجايي مشتي ايجا جات خاليي ست بدون تو، تو دِه سُلح و صَفا نيست به اين شدّت كه نه اما خدايي محمد خاتمي جداً كجايي؟ همه اينجا سلامي ميرسانند اگر چه اكثرا چنديست خوابند ولي شكر خدا اين كدخداِ ميگن قلبش طلاست دستش شفا ِ اصلا دس روي هر چي كه ميذاره طلا ميشه سه سوت رَد خور نداره خدا مرگم بده كافر شدم باز چرا اين گونه شد اين نامه اغاز به قول شاعر رند شيراز بدون نام او كي نامه شد باز به نام حضرت باري تعالي بدين صورت شروع شد نامه حالا محمد خاتمي حالت چطوره؟ بگو دانم كه احوالت چطوره؟ هنوزم بي جهت ميخندي يا نه؟ به نافِت گفتِمان مي بندي يا نه؟ هنوزم طالب اصلاح هستي؟ به قول كد خدا گمراه هستي؟ اگر از حال ماها هم بخواهي سلامت شادماني رو براهي تمام مردم دِه خوب خوبند زنان مثل قديم در رُفت و روبند و مردان مثل سابق گرم كارند نه معتادند و نه ديگر خمارند جَووناي دِه پايين و بالا همه دنبال تحصيلن ,,, به مولا!!! نه ماهواره نه الافي نه هيزي نه كوكايين نه شيشه نه مريضي از اون روزي كه رفتي از دهِ ما از اين رو شد به اون رو كلِ اوضاع خلاصه از جلو، از پشت، بالا، به ما خوب ميرسند، الحمدلله خودت ديدي كه دِه چي بود چي شد زن اوستا غلامم ساكشِني شد ميگن جراحي كرد 79 بار حالا بايد ببينيش روم به ديوار تمام گاوها بزغاله ها خوب عموها عمه ها و خاله ها خوب مراتع سخت, شالي ها به سامان هوا عالي, بهاري, ناز,, مامان همه خوشحال و شاديم و غمي نيست دگر بحثِ حضورِ خاتمي چيست؟ يه دانشگاه زده آكسفورد اينجا كه مَدرك ميده مفتي 10تا10تا به زيرك ها, به دانشجوي با هوش مگه كُردان نيومد خُب اونم روش خدا قوت بگو به اين رييسا چه حالي داد به اين وبلاگ نويسا proxy و moroxi ما نداريم صدا داريم ولي سيما نداريم همه چي اينورا آزاد و مفته اينم بي بي توي اخبار شِنفته ريسيور اين طرف ها هم حلاله عرب100 اينوري سمتِ شماله ميگن ارزوني بي سابقه است اين انيشتينِ خدايا نابغه است اين به دنيا رنگ نو پاشيده ايشان به جبر و قافیه كه ری.. ايشان اصلا دنيا به يكهو زير و رو شد شنيدي بوش چطور بي آبرو شد؟ شنيدي كه روابط گشته عالي؟ نمونه ش بوركينافاسو،، سومالي شنيدي خوب شده دنيا باهامون؟ ميارن دسته دسته گل برامون جلو قاچاقِ خشخاشُ گرفتن شنيدي كل اوباش و گرفتن؟ خدا خيرش بده ما كه رضاييم نباشه دسته جمعي كله پاييم ز وضع قوت گر خواهي بداني پريم تا خرخره از شادماني اگر يك دو نفر هم شكوه دارند از آن مزدورهاي جيره خوارند سر سفره كه هم نان هست هم نفت به ما .ه كي اومد؟ كي بود؟ كي رفت؟ برنج و نان و گندم هست كافي ميگم راستي تو هم با قاليبافي؟ ببينم توي دوري از رياست خبرهايي شنيدي از سياست؟ شنيدي گنجي و آزاد كردن؟ به شدت مَردم و اِرشاد كردن؟ شنيدي توي دانشگاه زنجان شنيدي چيزي از الهام و رادان؟ شنيدي بُرج ميلادُ فروختن؟ شنيدي ميشه چند تايي گرفت زن؟ شنيدي هِي وزير مياد و ميره؟ دموكراسي همينه ناگزيره خلاصه وضع ما كه بي مثاله گراني و تورم نه،،،،، محاله!!! برنج اينجا نهايت 100 تومان است ورامين بهترين جاي جهان است خيار و سيب زميني مفتِ مفت است همانطوري كه در آمار .فته است تموم شد فرصت اين شعر وليكن حكايت همچنان باقيست،،، عمراً خلاصه ميكنم اِي خاتمي جان ببين من چه خوشم هِي جانمي جان!!! همه خوشحال و شاديم و غمي نيست نيازي به حضور خاتمي نيست به جان تو خوشيم بسيار سيّد حالا ميخواي بياي چي كار سيّد؟ برو هر جا كه حال كردي سفر كن اصولا فكر دِه از سَر بِدر كن برو ايتاليا،،،، قسطنتنيه ولايت را رها كن كي به كيه؟ فقط رفتي اگر از اين بيابان سلامم را رسان لطفا به باران در آخر اين تو و اين وضع ايران حالا ميخواي بيا ميخواي بپيچان آره خاتمی جان از روزی که رفتی اینجا شد بهترین جای دنیا .... فقط مونده .......... الله اکبر یا حق |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 17:35 توسط m & s |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ممنون از تمام کسایی که سر میزنن
|
| نوشته های پیشین |
|
هفته چهارم اسفند 1387 هفته سوم اسفند 1387 هفته اوّل بهمن 1387 |
| پیوندها |
|
shazdeh kocholoo مسافر خودمونه |
|
RSS
|